39 هفته... وای...
سلام توپی می گم چرا اینقدر دلتنگتم، خب حق دارم دیگه مامان، 39 هفته صبر و انتظار کم چیزی نیست که، فردا 38 هفته تموم می شه و وارد 39 هفته می شی... یعنی تو هم اینقدر منتظر هستی که بیای بیرون و مامانی و ببینی؟ یعنی تو هم اینقدر منتظر هستی که از اون جای تنگ بیای و توی آغوش مامانی جا بگیری؟ یا اینکه نه؟؟؟ پسرم خیلی از دوستای وبلاگیم که تقریبا سن بارداریشون با من بوده زایمان کردن و الان فرشته هاشون توی بغلشونه، خیلی براشون خوشحالم... منم دیگه خسته شدم و دوست دارم زودتر ببینمت... خیلی هوادار داریا، هممون منتظرتیم،بابا محسن که هرروز حالتو می پرسه و دوست داره توی این چند روز حسابی بزرگتر شی... دیروز دایی هادی می گفت که خودم...
نویسنده :
ندا
14:09


